دلایل مشاهده تونل نور قبل از مرگ با آزمایشات گسترده بر روی حیوانات آزمایشگاهی

وت پارس - نتایج تحقیقات جدید روی حیوانات نشان می دهد که تجارب نزدیک به مرگ به واسطه یک نوسان گرمایش الکتریکی در مغز درحال مرگ شکل می گیرد.در این تحقیق موشهایی که قلبشان متوقف شد دچار یک نوسان در امواج مغزی مرتبط با هوشیاری شدند.نتایج این تحقیق در مجله مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شده است. وت پارس شما را به مطالعه کامل ای خبر جالب در ادامه مطلب دعوت می کند.

محققان فعالیت مغزی حیوانات را روی دستگاه های الکترونگار مغزی اندازه گیری کردند.

جیمو بورججین عصب شناس دانشگاه میشیگان در ان اربور گفت: آنچه که حیوانات به عنوان یک نور سفید یا یک تونل نور مشاهده می کنند را می توانیم بشناسیم.

سایر کارشناسان توافق کرده اند که باید تحقیقات بیشتری انجام شود تا مشخص شود که مشخص شود این تحقیق را چگونه می توان برای تجارب نزدیک به مرگ در انسانها به کار برد.

دکتر سام پرنیا محقق ایرانی و یکی از متخصصین برجسته در مطالعات علمی مربوط به مرگ و تجربه نزدیک مرگ که عضوی از این تحقیقات نبود گفت: راهی وجود ندارد تا مشخص شود که موشها هنگامی که قلبشان متوقف می شود چه تجربه ای داشته اند، سایر تحقیقات در انسانها و سگهای درحال مرگ هیچ فعالیت در امواج مغزی مشاهده نشده بود، مسئله ای که محققان در این تحقیق جدید نیز آن را تصدیق کردند.

 مطالعه ادامه مطلب

پژوهشگران بینایی را به موش های کاملا کور بازگرداندند

پژوهشگران در بریتانیا می گویند موفق شده اند با تزریق سلول های گیرنده نور به چشم موش های کامل کور، بینایی را به آنها بازگردانند.تیم محققان در دانشگاه آکسفورد موش هایی را مورد مطالعه قرار دادند که شبکیه آنها کاملا فاقد سلول های گیرنده نور بود. این موش ها روشنایی را از تاریکی تشخیص نمی دادند. محققان سلول هایی که به مصالح ساختمانی شبکیه تبدیل می شوند را به چشم موش ها تزریق کردند. به گزارش نشریه "آکادمی اقدامات ملی علوم"، شبکیه در چشم موش ها ظرف دو هفته پس از تزریق سلول ها تشکیل شده بود. وت پارس شما را به مطالعه کامل این مقاله مهم در ادامه مطلب دعوت می کند.

موش ها سپس مورد بررسی قرار گرفتند تا معلوم شود آیا از محیط روشن می گریزند و مردمک چشم آنها در محیط پرنور جمع می شود یا نه. اسکن مغزی هم نشان داد که اطلاعات تصویری در مغز آنها پردازش می شود.

تیم محققان در دانشگاه آکسفورد گفت که مطالعات آنها بسیار شبیه به معالجاتی است که برای افراد مبتلا به بیماری دژرانسیون چشم لازم است. در انسان یک بیماری چشم موسوم به "آر پی" وجود دارد که در آن سلول های گیرنده نور در شبکیه از بین می روند و می تواند به کوری منجر شود.

با این حال کارشناسان می گویند که آزمایش های بیشتری برای بررسی کیفیت بینایی بازگردانده شده به موش لازم است. پروفسور رابرت مکلارن از محققان در این مطالعه گفت: "این اولین بار است که نشان داده می شود می توان یک موش کاملا کور را گرفت، سلول ها را تزریق کرد و کل لایه حساس در برابر نور را بازسازی کرد."

در مطالعات قبلی موش هایی که بخشی از شبکیه آنها از بین رفته بود درمان شده بودند.

پرفسور پیت کافی از موسسه بیماری های چشم دانشگاه یونیوسیتی کالج لندن گفت این یافته ها مهم است چون بدترین نوع کوری را بررسی می کند. او گفت این احتمالا همان شیوه ای است که باید برای درمان نابینایی در انسان به کار گرفته شود.

محققان هم اکنون در بیمارستان چشم مورفیلدز مشغول تلاش برای درمان بیماری استارگارت در انسان با کمک سلول های بنیادی هستند. نتایج اولیه حاکیست که این شیوه ایمن است اما چند سال وقت می برد تا بیمار پیشرفت جدی حاصل کند.

......................................................

تهیه و تنظیم از سعید سیری

 مطالعه ادامه مطلب

داستان موش های پایتخت ( موش های تهران : از افسانه تا حقیقت)

خبرگزاری مهر به نقل از برخی کارشناسان مدعی شد که موشهایی که به تازگی وارد پایتخت شده‌اند مهاجم هستند و امکان زنده‌خواری توسط آنها وجود دارد. هرچند این موضوع از سوی هیچکدام از مقامات مسئول تایید نشده اما می‌تواند زنگ خطری برای متولیان مبارزه با این حیوانات باشد.دیدن اجتماع موش در خیابانهای پایتخت تصویر آشنایی است که دیگر عابران این شهر به آن عادت کرده اند اما آنچه این روزها دوباره این موجودات را بر سر زبانها انداخته نوع جدیدی از موشها است که پر خاشگرتر از موش های قدیمی هستند و امکان زنده خواری آنها نیز وجود دارد. در این میان ناکارآمدی برنامه های مبارزه با افزایش جمعیت موش های پایتخت سبب شده نه تنها از تعداد آنها کاسته نشود بلکه بر جمعیت آنها افزوده نیز شود.وت پارس شما را به مطالعه کامل این خبر در ادامه مطلب دعوت می کند.

موش ها تهدیدی در هنگام زلزله

مهرداد حلوایی دبیر کمیته دفع آفات شهری و صنعتی شهرداری تهران درباره تهدیدهایی که افزایش جمعیت موش دارد، می گوید: انفجار موشها از زیرزمین به روی زمین با وقوع زلزله تهدیدی جدیدی برای شهر است. اگر زلزله ای جدی در تهران به وقوع بپیوندد موش ها در زیرزمین زیرآور ماندگان را تارسیدن نیروهای امدادی می خورند و به آنان آسیب جدی وارد می کنند.

این متخصص فیزیولوژیک جانوری ادامه می دهد: موشها ناقل بیماری های خطرناکی همچون طاعون و انواع انگل و نیز دیگر بیماری های خطرناک هستند که باید وجود آنها کنترل شود.

حلوایی با بیان این که تاکنون روشهای به کار گرفته شده برای نابودی و کنترل موش ها در تهران موثر نبوده است، می گوید: همه اقدامات انجام شده از سوی متولیان درزمینه کنترل موش ها تنها 10 درصد به وضعیت کنترل موش ها کمک می کند و 90 درصد مردم در کنترل آنها نقش دارند.

این متخصص فیزیولوژیک اضافه می کند: کشتن و نابودی موشها امکانپذیر نیست و در چرخه اکوسیستم باید وجود داشته باشند اما باید کنترل شوند. موش ها بصورت دسته جمعی زندگی می کنند و در کولون های 15 - 20 تا 25 نفره به زیست خود ادامه می دهند.

حلوایی معتقد است: موش ها تغییر رفتار داده اند و این تغییر رفتار سبب تهاجمی شدن بیشتر آنها در شهر شده است. او ادامه می دهد: موشهای خارجی از طریق واردات و همراه با دیگر کالاها به داخل کشور راه یافته اند و بر تعداد آنها روز به روز افزوده شده است.

بی اثر بودن روشهای مبارزه با موش موضوعی است که عبدالرضا باقری فعال محیط زیست نیز بر آن تاکید دارد و می گوید: از دو سال پیش مبارزه با موش‌ها در شهر شدت یافت اما این این آمار تغییری نکرده است. زیرا روش‌های مبارزه مناسب نبوده است. در واقع شهرداری مبارزه‌ای با موش‌ها نکرده جز ریختن سم و گذاشتن تله در چند نقطه. این روش‌ها بی‌اثر است.

سمهای جدید را موشهای پیش مرگ می خورند

 مطالعه ادامه مطلب

تاریخچه استفاده از حیوانات آزمایشگاهی

امروزه استفاده از حيوانات آزمايشگاهی در فعاليت ها و پژوهش های علوم زيستی دارای جايگاه ويژه ای می باشد. برای رسيدن به خواسته های علمی و اهداف تحقيقاتی ، در نخستين گام ، آشنايی با حيوانات آزمايشگاهی،روش های نگهداری،آناتومی،بيماری ها،ويژگی و...از اهميت بالايی برخوردار است. وت پارس شما را به ادامه مطلب دعوت می كند.

موش كوچك آزمايشگاهی

كاربرد موش های كوچك آزمايشگاهی در پژوهش های زيستی از سده 19 به بعد به تدريج پيشرفت نمود. در ابتدا موش را به صورت تفننی پرورش می دادند.سپس اين كار به كاوش در ويژگی های نژادی از قبيل گونه ها و زيرگونه ها و بررسی توارث در موش منجر شد.

در سال 1907 كلارنس كوك ليتل كندوكاو در زمينه ی وراثت از نظر رنگ موها و پوست در موش را آغاز كرد.پس از گذشت دو سال اين شخص اقدام به تكثير موش كرد و از آن جا كه تا اندازه ای هم به كنكاش در زمينه ی بيماری های نئوپلاستيك مشتاق بود به زودی متوجه شد كه در موش های تكثير شده ويژگی وراثتی بزرگی ناپديد شده است و اين رخداد تا اندازه ای پژوهش بر روی پاره ای از نئوپلاسم های بدخيم و خوش خيم را برای او آسان كرد. در ظرف مدت زمان 15 سال ، در طول كار ، پژوهشگران گوناگونی نژادهای بسيار زيادی از موش ها را در روند پژوهشی خودشان به كار برده اند كه هنوز هم اين نژادها مورد تاييد می باشند. در سال 1926 كاوشكری به به نام لينچ ، دو قطعه موش نر و هفت قطعه موش ماده ی سفيد را از پژوهشكده ای واقع در كشور سوئيس تهيه نمود كه اين موش ها همان نياكان موش های سوئيسی امروزی هستند كه به طور گسترده ای در كشورهای مختلف جهان جهت انجام آزمايش ها و پژوهش ها استفاده می شوند. ممكن است با گذشت زمان موش های سوئيسی تهيه شده از منابع مختلف از نظر وراثتی تفاوت چشمگيری را با يكديگر داشته باشند و از آن جا كه موش های نخستين همخون يكديگر نبوده اند ، بنابراين از نظر وراثتی اين موش ها ناهمگون بوده اند. بايد توجه داشت كه هر موش سفيدی ممكن است به اشتباه به نژاد سوئيسی نسبت داده شود حتی اگر اصل و ريشه ی آن از كشور سوئيس نباشد.

موش بزرگ آزمايشگاهی                                                 

از اين حيوانات موش صحرايی  نروژی متداول ترين گونه ای است كه در پژوهش ها مورد استفاده قرار می گيرد. در مورد شيوه ی نامگذاری آن بر اين باورند كه در نيمه ی نخست سده ی 18 ميلادی اين موش از شبه جزيره ی نروژ به وسيله ی جهانگردان اروپايی به اروپای غربی منتقل شده است. رويدادهايی كه برای اهلی كردن اين موش اتفاق افتاده است شايد نتيجه ی نمايش ورزشی معروفی است كه در اوايل سده ی 19 ميلادی مرسوم بوده است و آن را شكار موش صحرايی ناميده اند. اجزای اصلی اين نمايش را يك گودال بزرگ ، تعداد دو يا بيشتر سگ شكاری تربيت شده و يك دسته موش صحرايی وحشی تشكيل می دادند. تماشاچيان برای زمان لازم جهت از ميان بردن تعداد معينی از موش های صحرايی به وسيله ی سگ شرط بندی می كرده اند. علاوه بر سرگرم كردن كشاورزان و كاهش رشد موش های صحرايی ، فرصت مناسبی برای افراد كنجكاو به منظور اهلي كردن انواع ويژه ای از موش های صحرايی به دام افتاده از جمله موتانت سفيد ، سياه و ابلق فراهم می كرد.

از تجارب اوليه پرورش اين حيوانات ، از قبيل آن چه كه به وسيله ی گرامپ در سال 1880 گزارش شده است ، برای فراهم كردن استوك های هموزيگوت موش صحرايی وحشی به كار رفته است. با استفاده از اين تجربه ها 3 استوك هموزيگوت موش صحرايی با پوشش هايی به رنگ سياه ، ابلق و آلبينو به دست آمده است. از سال 1930 ميلادی موش صحرايی نروژی به عنوان يك حيوان آزمايشگاهی در بسياری از پروژه ها مورد استفاده قرار گرفت. در اين دوره تسهيلات لازم جهت پرورش اين حيوان در پژوهشكده ی ويستار فراهم شد. سنجش افزايش تدريجی موارد استفاده موش بزرگ به عنوان يك حيوان آزمايشگاهی با موش سوری جالب می باشد.از نظر تعداد حيوانات مورد استفاده در پژوهش های بيومديكال موش صحرايی به عنوان دومين حيوان آزمايشگاهی شمرده می شود.برآوردها نشان می دهد كه موش كوچك و موش بزرگ 14 برابر بيش از مجموع حيوانات ديگر مورد استفاده قرار می گيرد. در پژوهش های مربوط به فيزيولوژی ، سگ حيوان انتخابی است و موش صحرايی از اين نظر مقام دوم را داراست.

 مطالعه ادامه مطلب