گربه های اشرافی ( داستان گربه های محبوب دربار قاجار )

09 مرداد, 1391, ارسال شده توسط: saeedseery

ناصرالدین شاه قاجار به طور دیوانه واری به این گربه اعتقاد داشت و عاشق این گربه بود. این گربه محبوب ترین درباری نزد شاه بود ، به طوریکه ملیجک دربار ، در خاطرات خود می نویسد که شاه ، ببری خان را حتی از او هم که عزیز دربار بود بیشتر دوست داشت.داستان گربه های محبوب دربار قاجار را می دانید؟ وت پارس ، شما را به ادامه مطلب دعوت می کند.

گربه ای که در تصویر پایین مشاهده می کنید یک گربه معمولی و خیابانی نیست. این گربه یکی از محبوب ترین درباریان ایران است که هم نزد پادشاه و هم نزد مردم محبوبیت فراوان داشته و در تاریخ بسیار از او نام برده شده و داستان هایش نزد مردم زبانزد بوده است. این گربه ببری خان نام داشت. ناصرالدین شاه قاجار به طور دیوانه واری به این گربه اعتقاد داشت و عاشق این گربه بود. این گربه محبوب ترین درباری نزد شاه بود ، به طوریکه ملیجک دربار ، در خاطرات خود می نویسد که شاه ، ببری خان را حتی از او هم که عزیز دربار بود بیشتر دوست داشت.این گربه در اصل متعلق به زبیده خانم ( امینه اقدس) یکی از زنان حرمسرای دربار شاه قاجار بود. یکی از روزها که ناصرالدین شاه تب شدیدی داشته است و در بستر بیماری قرار داشت ، ببری خان دور شاه می چرخیده است. آن هم برای جمع و جور کردن و مراقبت از بچه های تازه به دنیا آمده اش.زبیده خانم هم برای تملق و چاپلوسی این گردش ها را نشانه سلامتی شاه می داند.از قضای روزگار و برحسب تقدیر ، تب شاه فردا قطع می شود.همین ماجرا باعث عزیز شدن ببری خان می گردد و مراتب سلطنتی را برایش به جای می آورند.ببری خان لله و پرستار مخصوص به خود را داشت و از آبدارخانه سلطنتی روزی یک دست جوجه کباب که به وسیله آبدارباشی مخصوص مهر می شد برایش غذا می آوردند.

در سفرهای شاه هم برای او تخت روان مخصوص به او را می آوردند و منزل به منزل همراه شاه هدایت می شد. مشهدی رحیم فراش ، لله مخصوص ببری خان بود.

اما در کنار ببری خان گربه دیگری هم بود که به طرز عجیبی محبوب شاه بود و کفترخان نام داشت. این دو گربه خیر بسیار زیادی به مردم آن زمان رساندند.هر وقت کسی از مردم و یا درباریان خلعتی ، شکایتی و یا انعامی از شاه می خواست ، آن را در عریضه ای نوشته و به گردن این گربه می انداختند و آویزان می کردند. هنگامی که شاه از کارها فارغ می شد و وارد حرمخانه خود می شد ، در ابتدا از همه ببری خان و کفتر خان را صدا می زد.گربه ها هم بسیار شاه را دوست داشتند.به طوریکه وقتی به شاه می رسیدند خود را روی گردن شاه می انداختند و خود را برای شاه لوس می کردند و تا هنگام خواب شاه ، با او همبازی بودند.

ببری خان گربه بسیار تمیز و پاکی هم بود و هیچوقت در عمارت شاه هم ادرار و یا مدفوع نمی کرد. هر گاه هنگامی که زنان شاه در کنار او بودند و گربه بر دامن یکی از آنها می نشست ، باعث افتخار آن زن نزد شاه و دیگر درباریان می شد. ببری خان هر روز هم با کالسکه مخصوص به خود با لله مخصوص ، به تفرج می رفت.

اما در مورد مرگ این دو گربه مخصوصا ببری خان روایات متعددی وجود دارد.برخی گفته اند که این گربه در جاجرود مریض می شود و از آنجا با یک کالسکه 8 اسبه به سمت دربار می آورند تا بهبود پیدا کند که در نهایت می میرد  و از ترس تا 10 روز کسی جرات گفتن چیزی به شاه را ندارد. اما در روایت دیگری که مستند تر به نظر می رسد ، درباریان حسودی بسیار زیادی به این گربه داشتند و برخی از زنان شاه هم از محبوبیت اسن گربه نزد شاه می ترسیدند و به مین دلیل این گربه را سر به نیست کردند.اما باز هم از مرگ این گربه محبوب در تاریخ ایران اطلاعی در دست نیست.

.....................................

تهیه و تنظیم از سعید سیری

منابع :

خاطرات عزیز السلطان ، ملیجک ثانی

سایت حضرت والا مامبو جامبو

نظرات

رزاقی در تاریخ 08 آبان, 1391
عالی بود. دستتون درد نکنه.
zohreh در تاریخ 25 آبان, 1393
خوب گربه اش رو دوست داشته جنایت که نکرده
نظرتان را بنویسید توجه: نظرات قبل از انتشار توسط مدیریت تائید خواهند شد.

Secure image