تاریخچه استفاده از حیوانات آزمایشگاهی

12 اسفند, 1390, ارسال شده توسط: saeedseery

امروزه استفاده از حيوانات آزمايشگاهی در فعاليت ها و پژوهش های علوم زيستی دارای جايگاه ويژه ای می باشد. برای رسيدن به خواسته های علمی و اهداف تحقيقاتی ، در نخستين گام ، آشنايی با حيوانات آزمايشگاهی،روش های نگهداری،آناتومی،بيماری ها،ويژگی و...از اهميت بالايی برخوردار است. وت پارس شما را به ادامه مطلب دعوت می كند.

موش كوچك آزمايشگاهی

كاربرد موش های كوچك آزمايشگاهی در پژوهش های زيستی از سده 19 به بعد به تدريج پيشرفت نمود. در ابتدا موش را به صورت تفننی پرورش می دادند.سپس اين كار به كاوش در ويژگی های نژادی از قبيل گونه ها و زيرگونه ها و بررسی توارث در موش منجر شد.

در سال 1907 كلارنس كوك ليتل كندوكاو در زمينه ی وراثت از نظر رنگ موها و پوست در موش را آغاز كرد.پس از گذشت دو سال اين شخص اقدام به تكثير موش كرد و از آن جا كه تا اندازه ای هم به كنكاش در زمينه ی بيماری های نئوپلاستيك مشتاق بود به زودی متوجه شد كه در موش های تكثير شده ويژگی وراثتی بزرگی ناپديد شده است و اين رخداد تا اندازه ای پژوهش بر روی پاره ای از نئوپلاسم های بدخيم و خوش خيم را برای او آسان كرد. در ظرف مدت زمان 15 سال ، در طول كار ، پژوهشگران گوناگونی نژادهای بسيار زيادی از موش ها را در روند پژوهشی خودشان به كار برده اند كه هنوز هم اين نژادها مورد تاييد می باشند. در سال 1926 كاوشكری به به نام لينچ ، دو قطعه موش نر و هفت قطعه موش ماده ی سفيد را از پژوهشكده ای واقع در كشور سوئيس تهيه نمود كه اين موش ها همان نياكان موش های سوئيسی امروزی هستند كه به طور گسترده ای در كشورهای مختلف جهان جهت انجام آزمايش ها و پژوهش ها استفاده می شوند. ممكن است با گذشت زمان موش های سوئيسی تهيه شده از منابع مختلف از نظر وراثتی تفاوت چشمگيری را با يكديگر داشته باشند و از آن جا كه موش های نخستين همخون يكديگر نبوده اند ، بنابراين از نظر وراثتی اين موش ها ناهمگون بوده اند. بايد توجه داشت كه هر موش سفيدی ممكن است به اشتباه به نژاد سوئيسی نسبت داده شود حتی اگر اصل و ريشه ی آن از كشور سوئيس نباشد.

موش بزرگ آزمايشگاهی                                                 

از اين حيوانات موش صحرايی  نروژی متداول ترين گونه ای است كه در پژوهش ها مورد استفاده قرار می گيرد. در مورد شيوه ی نامگذاری آن بر اين باورند كه در نيمه ی نخست سده ی 18 ميلادی اين موش از شبه جزيره ی نروژ به وسيله ی جهانگردان اروپايی به اروپای غربی منتقل شده است. رويدادهايی كه برای اهلی كردن اين موش اتفاق افتاده است شايد نتيجه ی نمايش ورزشی معروفی است كه در اوايل سده ی 19 ميلادی مرسوم بوده است و آن را شكار موش صحرايی ناميده اند. اجزای اصلی اين نمايش را يك گودال بزرگ ، تعداد دو يا بيشتر سگ شكاری تربيت شده و يك دسته موش صحرايی وحشی تشكيل می دادند. تماشاچيان برای زمان لازم جهت از ميان بردن تعداد معينی از موش های صحرايی به وسيله ی سگ شرط بندی می كرده اند. علاوه بر سرگرم كردن كشاورزان و كاهش رشد موش های صحرايی ، فرصت مناسبی برای افراد كنجكاو به منظور اهلي كردن انواع ويژه ای از موش های صحرايی به دام افتاده از جمله موتانت سفيد ، سياه و ابلق فراهم می كرد.

از تجارب اوليه پرورش اين حيوانات ، از قبيل آن چه كه به وسيله ی گرامپ در سال 1880 گزارش شده است ، برای فراهم كردن استوك های هموزيگوت موش صحرايی وحشی به كار رفته است. با استفاده از اين تجربه ها 3 استوك هموزيگوت موش صحرايی با پوشش هايی به رنگ سياه ، ابلق و آلبينو به دست آمده است. از سال 1930 ميلادی موش صحرايی نروژی به عنوان يك حيوان آزمايشگاهی در بسياری از پروژه ها مورد استفاده قرار گرفت. در اين دوره تسهيلات لازم جهت پرورش اين حيوان در پژوهشكده ی ويستار فراهم شد. سنجش افزايش تدريجی موارد استفاده موش بزرگ به عنوان يك حيوان آزمايشگاهی با موش سوری جالب می باشد.از نظر تعداد حيوانات مورد استفاده در پژوهش های بيومديكال موش صحرايی به عنوان دومين حيوان آزمايشگاهی شمرده می شود.برآوردها نشان می دهد كه موش كوچك و موش بزرگ 14 برابر بيش از مجموع حيوانات ديگر مورد استفاده قرار می گيرد. در پژوهش های مربوط به فيزيولوژی ، سگ حيوان انتخابی است و موش صحرايی از اين نظر مقام دوم را داراست.

خرگوش                                                                                     

آغاز اهلی كردن خرگوش در يك سده پيش از ميلاد مسيح صورت گرفت. در آن زمان خرگوش های وحشی را در مكان های ويژه ای كه لپوراريا ناميده می شد ، نگهداری می كردند. در چنين شرايطی زاد و ولد خرگوش يه طور دلخواه انجام می گرفته و آن ها را شكار نموده و از گوشت آن ها استفاده می كردند. اهلی كردن واقعی خرگوش احتمالا در سده ی شانزدهم انجام گرفته و تا سال 1700 از نظر رنگ پوشش و مو ، هفت نوع موتان از خرگوش شناسايی گرديد.

خوكچه ی هندی                                                                         

به طور كلی چند نژاد هم خون وجود دارند كه بيشتر آن ها در كارهای پژوهشی مورد استفاده قرار می گيرند كه نژاد 2 و 13 بيشتر از ديگران مورد كاربرد دارند. شروع كارهای پژوهشی بر روی اين دو نژاد به سال 1915 ميلادی بر می گردد و به شخصی به نام رايت نسبت داده می شود. بر خلاف حيوانات آزمايشگاهی ديگر خوكچه كاربرد كمتری دارند و در ميان حيوانات آزمايشگاهی مقام 4 را از آن خود كرده اند. توسط يك بررسی كه در سال 1971 انجام شد شمار خوكچه های مورد استفاده را بيش از 650000 در سال گزارش كردند.. اساس وجودی خوكچه ی هندی دقيقا مشخص نيست. اما گونه های وحشی اين حيوان كه اهلی شده بودند در منازل بومی های مهاجری كه از اسپانيا به پرو می رفتند ، ديده شده است. پس از مدتی اين حيوان به اروپا برده شد. در اروپا از خوكچه هندی به عنوان سرگرمی و اجرای نمايش استفاده می شد. تاريخ وارد نمودن خوكچه ی هندی به آمريكای شمالی مشخص نمی باشد.

ايگوانا ، موجودی دوست داشتنی (پرونده ای كامل در باره ی ايگوانا )

تاریخچه ی استفاده از حیوانات آزمایشگاهی

ارتباط مغز انسان با مغز موش

اطلاعاتی جامع در مورد خرگوش ( یک پرونده کامل )

چرا آزمایش بر روی حیوانات؟ + ویدیوهای آموزشی

آشنایی با نژاد های همستر + به همراه روش تعیین جنسیت همسترها

خوک گینه یا خوکچه هندی (یک پرونده در مورد یک موجود محبوب)

....................................

تهیه و تنظیم از سعید سیری

نظرات

mahsa در تاریخ 24 اسفند, 1393
با سلام میشه اطلاعاتی در مورد میمون همه برام بفرستید..با تشکر فراوان
نظرتان را بنویسید توجه: نظرات قبل از انتشار توسط مدیریت تائید خواهند شد.

Secure image